اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

103

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

فصل ششم در وصف كاشان ، قم و اصفهان 1 . حركت از تهران روز چهارم ماه اكتبر با بيست و يكم ميزان : بعدازظهر از تهران بيرون آمديم . به مسافت پنجاه قدم دور تر از حصار توقّف كرديم . يك ساعت قبل از نصف شب بار كرده و روان شديم . به مدت هفت ساعت در زمين هموارى كه به نظرم لم‌يزرع آمد - اگرچه زمين قابلى داشت - طى مسافت كرديم . جداول آبى كه سابق براين ، آن محل را مشروب و سيراب مىكرد ، اكنون در اكثر مواضع خراب و مسدود شده بود . دهاتى كه در اطراف پراكنده بودند ، غالبا با سكنه مشاهده گرديد . در آخر اين زمين هموار ، پشته‌اى از ريگ و سنگلاخ ديديم كه در سه ربع ساعت آن را طى مسافت كرده و عبور كرديم . ربع فرسخى دور تر در كنار دهى موسوم به « كنارگرد » فرود آمديم و آرميديم . اين ده در طرف راست ، رودخانهء كوچكى داشت كه از كوههايى كه در طرف شرق و در مسافت بسيار دورى واقع بودند ، مىآمد . از قرارى كه مىگفتند اين سلسلهء همان جبالى بود كه به هنگام آمدن به تهران از آن عبور كرده بوديم . اين ده چندان بزرگ نبود . خانه‌هاى بسيارى در آن خراب ديديم كه حياطى بسيار وسيع داشت و به طويله بزرگى مشتمل بود كه بيشتر از پنجاه گاو در آن بسته بودند و گله‌ايى بزرگ از گوسفند نيز بود كه گفتند متعلق به مالك ده است . روز پانزدهم پنج ساعت از ظهر گذشته روانه شديم . زمان زيادى در زمين صافى راه